ترجمه صحیفه سجادیه

ترجمه صحیفه سجادیه

1- کیفیت دعاىآن حضرت این بودکه پیش ازآغازهردعاشروع مى‏کردبه ستایش خداى عزوجل وثناىبر او ومى‏گفت

2- نیایش پس از ستایش خدا در طلب رحمت بر رسول خدا صلى الله علیه و آله‏

3- نیایش در طلب رحمت بر حمله عرش و بر هر فرشته مقرب‏

4- نیایش در طلب رحمت بر پیروان پیمبران و مصدقین ایشان.

5- نیایش در باره خود و دوستانش‏

6- نیایش هنگام صبح و شام‏

7- دعاى حضرت هنگامى که مهمى برایش رخ مى‏داد، یا حادثه اى بر او نازل مى‏شد و در هنگام اندوه

8- نیایش در پناه جستن به خدا از ناملائمات و اخلاق ناستوده و کردارهاى ناپسندیده‏

9- نیایش در اشتیاق به طلب آمرزش از خداى تعالى‏

10- نیایش در مقام التجاء به خداى تعالى‏

11- نیایش در طلب فرجام نیک‏

12- نیایش در مقام اعتراف و طلب توبه‏

13- نیایش در طلب حاجتها از خداى تعالى‏

14- نیایش هنگامى که ستمى به او مى‏رسید یا از ستمگران کارى که خوش نمى‏داشت مى‏دید

15- نیایش هنگامى که بیمار مى‏شد یا اندوه یا گرفتارئى بر او وارد مى‏گشت‏

16-نیایش، هنگامى که از گناهان خود طلب گذشت مى‏کرد،یادر طلب عفو از عیوب خود زارىمى‏نمود

17- نیایش، هنگامى که شیطان را بیاد مى‏آورد و از او و دشمنى و مکر او، به خدا پناه مى‏برد

18- نیایش، هنگامى که خطرى از او مى‏گذشت، یا مطلبى که داشت بزودى بر آورده مى‏شد

19- نیایش، هنگام طلب باران پس از قحطى و خشکسالى‏

20- نیایش، در طلب اخلاق ستوده و افعال پسندیده‏

21- نیایش او، چون کارى او را اندوهگین مى‏ساخت و خطاها او را پریشان مى‏کرد

22- نیایش، هنگام سختى و مشقت و فرو بستگى کارها:

23- نیایش، هنگامى که عافیت و شکر بر آن را از خدا طلب مى‏کرد

24- نیایش، درباره پدر و مادرش که درود بر ایشان باد

25- نیایش، درباره فرزندانش علیهم‏السلام.

26- نیایش، در باره همسایگان و دوستانش هنگامى که از ایشان یاد مى‏کرد

27- نیایش، در باره مرزداران‏

28- در اظهار ترس از خدا

29- نیایش، هنگامى که روزى بر او تنگ مى‏شد

30- نیایش، در طلب کمک بر پرداختن قرض‏

31- نیایش در ذکر توبه و طلب آن از خداى تعالى‏

32- نیایش، در باره خود پس از انجام نماز شب، در مقام اعتراف به گناه

33- نیایش، در طلب خیر

34- نیایش وى هرگاه گرفتار مى‏شد یا کسى را به رسوائى گناه گرفتار مى‏دید

35- نیایش، در مقام رضا در آن هنگام که به دنیاداران مى‏نگریست

36- نیایش، هنگامى که به ابر و برق مى‏نگریست و بانگ رعد را مى‏شنید

37- نیایش، هنگامى که به تقصیر از اداء شکر اعتراف مى‏نمود

38- نیایش، در اعتذار از تبعات بندگان و از تقصیر در حقوقشان و در طلب آزادى از آتش دوزخ

39- نیایش، در طلب عفو و رحمت

40- نیایش، هنگامى که خبر مرگ کسى را مى‏شنید یا از مرگ یاد مى‏کرد

41- نیایش، در طلب پرده پوشى و نگهدارى

42- نیایش، هنگام ختم قرآن

43- نیایش، هنگام نگاه کردن به ماه نو

44- نیایش، هنگامى که ماه رمضان فرا مى‏رسید

45- نیایش، در وداع ماه مبارک رمضان‏

46- نیایش، در روز عید فطر و جمعه

47- نیایش، در روز عرفه

48- نیایش، در عید اضحى و جمعه

49- نیایش در دفع مکر دشمنان و رد قهر و غلبه ایشان

50 - نیایش، در مقام خوف و خشیت

51 - نیایش، در تضرع و زارى

52 - نیایش، در مقام اصرار به طلب از خداى تعالى

53 - نیایش، در تذلل ب پیشگاه خداى عز و جل

54 - نیایش، در طلب گشایش اندوه‏ها

دعای اوّل

سپاس خدائى را که اول است بى آنکه پیش از او اولى باشد، و آخر است بى آنکه پس از او آخرى باشد خدائى که دیده‏هاى بینندگان از دیدنش فرو مانده و اندیشه‏هاى توصیف کنندگان از وصفش عاجز شده‏اند. آفریدگان را به قدرت خود پدیده آورده، و ایشان را بر وفق خواست خود اختراع فرموده، آنگاه در طریق اراده خود روان ساخته و در راه محبت خود برانگیخته، در حالى که از حدى که بر ایشان تعیین نموده قدمى پیش و پس نتوانند نهاد، و براى هر یک از ایشان روزى معلوم مقسومى قرار داده: هر که را فزونى داده، کاهنده‏اى را نیروى کاستن آن نه. و هر که را که را کاستى داده افزاینده‏اى را قدرت افزون بر آن نیست سپس براى او در زندگى مدت معلومى تعیین کرده و پایان معینى قرار داده که با روزهاى عمر خود بسوى آن گام بر مى‏دارد و با سالهاى زندگیش به آن نزدیک مى‏شود، تا چون به پایان مدتش رسید و پیمانه عمرش را پر کرد او را به طرف ثواب سرشار یا عقاب وحشتبار خود فرا کشد، و به آئین عدالت کسانى را که بدى کرده‏اند به عمل خود و آنان را که نیکوئى کرده‏اند به نیکى جزا دهد.

منزه است نامهاى او و پیاپى است نعمتهاى او، از کرده خود مسئول نیست و دیگران مسئولند.

و سپاس خدائى را که اگر بندگانش را از شناختن آئین سپاسگزاریش بر عطایاى متواترى که به ایشان داده و نعمتهاى پیوسته‏اى که بر ایشان کامل ساخته محروم مى‏ساخت، در نعمتهایش تصرف مى‏کردند و سپاس نمى‏گزاردند و در روزیش دست مى‏گشودند و شکر نمى‏کردند، و اگر چنین مى‏بودند از حدود انسانیت به مرز بهیمیت مى‏رفتند، و چنان مى‏بودند که در کتاب محکم خود وصف کرده است «ایشان جز مانند چار پایان نیستند بلکه خود گمراه‏ترند».

و سپاس خداى را بر آنچه از خدائى خود بما شناسانده، و بر آنچه از شکر خود به ما الهام کرده، و بر آن درها که از علم ربوبیتش بر ما گشوده و بر اخلاص در توحیدش که ما را به آن رهبرى کرده و ما را از کجروى و شک در کار خودش دور ساخته، چنان سپاسى که به آن در زمره سپاسگزاران خلقش زندگى کنیم، و بر هر که به خشنودى و عفوش پیشى جسته سبقت گیریم.

سپاسى که تاریکى‏هاى برزخ در پرتوش بر ما روشن شود و راه رستاخیز را بر ما هموار سازد و منازل ما را در پیشگاه گواهان از فرشتگان و پیغمبران و امامان بلند گرداند. در آن روزى که هر کسى به سزاى عمل خود مى‏رسد، و به مردم ستم نمى‏شود. روزى که به هیچ وجه دوستى به کار دوستى نمى‏خورد و کسى ایشان را یارى نمى‏کند.

سپاسى که در نامه نوشته شده‏اى که مقربین آن را مشاهده مى‏کنند از جانب ما با على علیین بالا رود.

سپاسى که چون از هول رستاخیز چشمها خیره شود دیده‏هاى ما به آن روشن گردد و چون روى‏ها سیاه شود چهره‏هاى ما به آن سفید گردد. سپاسى که در پرتوش از آتش دردناک خدا آزاد شویم و به جوار کرمش در آئیم.

سپاسى که به یمن تأیید آن شانه بر شانه فرشتگان مقرب او زنیم، و در اقامتگاه جاودانى و سراى عزت سرمدیش در سلک پیغمبران مرسل در آئیم.

سپاس خدائى را که زیبائی هاى آفرینش را براى ما برگزید و روزی هاى پاکیزه را بر ما روان ساخت، و ما را به تسلط بر همه آفریدگان برترى داد و از این جهت همه مخلوقاتش ما را به قدرت او فرمانبردار، و به نیرویش از اطاعت ما ناچارند و سپاس خدائى را که در احتیاج ما را از غیر خود فرو بست. پس در برابر این همه نعمت چگونه بر سپاس او طاقت داریم؟ یا کى توانیم شکرش را بجا آریم؟ چنین کار محال است، نه جاى استفهام و سؤال است! سپاس خدائى را که براى قبض و بسط اعضاء آلات و عضلاتى در بدن ما ترکیب کرد، و ما را از آسایش هاى زندگى بهره‏مند گردانید، و اعضائى براى کار در پیکر ما برقرار کرد و ما را از روزى‏هاى پاکیزه اطعام فرمود، و به فضل خود توانگر ساخت، و به نعمت خود سرمایه بخشید، سپس ما را به پیروى اوامر خود فرمان داد تا طاعتمان را بسنجد، و از ارتکاب نواهى خود نهى فرمود تا شکرمان را بیازماید، پس از راه امرش منحرف شدیم و بر مرکب نهیش برآمدیم با این حال به عقوبت ما شتاب نکرد، و در انتقام ما تعجیل نفرمود، بلکه به رحمت خود از روى کرم با ما مدارا کرد، و به مهربانى خویش از روى حلم بازگشتن ما را انتظار کشید و سپاس خدائى را که ما را به توبه رهبرى کرد و آن را جز از فضل او نیافته‏ایم. پس اگر جز این یک نعمت از فضل او را به شمار نیاوریم هر آینه عطاى او در حق ما بزرگ و احسانش درباره ما جلیل و فضلش بر ما عظیم خواهد بود. زیرا سنت او در باب توبه نسبت به اقوام قبل از ما چنین نبود او به حقیقت آنچه را که تاب تحمل آن را نداشتیم از ذمه ما برداشته و بیرون از حد طاقتمان تکلیف نفرموده و جز به کار آسانمان نگماشته و براى هیچ یک از ما حجتى و عذرى باقى نگذاشته .

پس بدبخت از میان ما کسى است که بر خلاف رضاى خدا خود را به هلاک افکند، و نیکبخت کسى است که روى دل بسوى او آورد.

سپاس خداى را بهر آن آئین که نزدیکترین فرشتگان به او و گرامى‏ترین آفریدگان او و پسندیده‏ترین ستایش کنندگان در پیشگاه او وى را سپاس گذارده‏اند، سپاسى که از دیگر سپاس ها برتر باشد مانند برترى پروردگار ما بر همه آفریدگانش .

سپس حمد او را بجاى هر نعمتى که بر ذمه ما و همه بندگان گذشته و بازمانده خود دارد، به شماره هر چیزى که از همگى آنها علم او بر آن احاطه کرده و بجاى هر یک از آنها چندین برابر آن همیشه و جاوید تا روز رستاخیز.

سپاسى که کشش آن پایان نپذیرد و شماره‏اش به احصا در نیاید، و به نهایتش دسترسى و براى مدتش انقطاعى نباشد.

سپاسى که موجب رسیدن به طاعت و عفو او، و سبب خشنودى، و وسیله آمرزش، و راه بسوى بهشت، و پناه از انتقام، و ایمنى از خشم، و پشتیبان طاعت، و مانع از نافرمانى، و مددکار بر اداء حق و وظائف او باشد. سپاسى که به آن در میان نیکبختان از دوستانش نیکبخت شویم و بوسیله آن در سلک شهیدان شمشیرهاى دشمنانش درآئیم. همانا که خدا یارى دهنده و ستوده است.

دعای دوّم

سپاس خدائى را که نعمت وجود محمد صلى الله علیه و آله را بما ارزانى داشت، نه بر امم گذشته و قرون در نوشته؛ به آن قدرت خود که از هیچ چیز به هر بزرگى که باشد فرو نمى‏ماند، و چیزى به هر خردى که باشد از آن فوت نمى‏گردد. پس ما را خاتم همه آفریدگان از امم قرار داد، و بر منکران گواه گرفت، و در پرتو لطف خود، بر اممى که از جهت شماره و ثروت و قدرت اندک بودند، فزونى بخشید. خدایا، پس رحمت فرست بر محمد: امین تو بر وحیت، و برگزیده‏ات از آفریدگانت، و پسندیده‏ات از بندگانت، امام رحمت و قافله سالار خیر و برکت، همچنانکه او براى اجراى فرمان تو جان خویش را به مشقت انداخت، و در راه تو بدن خود را آماج تیرهاى آزار ساخت، و در دعوت بسوى تو با خویشان خود در افتاد و براى خشنودى تو با قبیله خود کارزار نمود و در راه احیاى دین تو رشته خویشاوندى خود را بگسیخت و نزدیکترین بستگانش رابه علت اصرار بر انکار تو از خویش دور کرد و دورترین مردم را به جهت پذیرفتن دین تو به خود نزدیک ساخت، و براى تو با دورترین مردم دوستى گزید و با نزدیکترین آنها دشمنى ورزید،و جان خود را در رساندن پیام تو فرو خست و به سبب دعوت به شریعت تو به رنج افکند و به نصیحت پذیرندگان دعوتت مشغول داشت و به سرزمین غربت و محل دورى از جایگاه اهل و عشیرت و منشأ و مولد و آرامگاه جانش هجرت کرد، به قصد آنکه دین ترا عزیز سازد و بر کافران بتو غلبه کند تا تصمیمش در باره دشمنان تو راست و استوار آمد، و تدبیرش در باره دوستانت به کمال پیوست، پس در حالى که از تو یارى مى‏جست و در ناتوانى از تو نیرو مى‏گرفت؛ به جنگ دشمنان برخاست تا به کنج خانه‏هاشان لشگر کشید، و در میان آرامگاهشان بر ایشان هجوم برد، تا فرمان تو آشکار و کلمه‏ات بلند گردید؛ اگر چه مشرکین کراهت مى‏داشتند.

خدایا پس به سبب زحمتى که براى تو کشیده؛ او را به بالاترین درجات بهشت برآورد، تا کسى در منزلت با او برابر نباشد و در مرتبت با او همسر نگردد و هیچ فرشته مقرب و پیغمبر مرسل نزد تو با او به موازات بر نیاید. و قبول شفاعتش را در میان اهل بیت طاهرین و مؤمنان از امتش بیش از آنچه وعده داده‏اى به او اعلام فرماى، اى کسى که وعده‏ات نافذ است. اى کسى که بدیها را به چندین برابرش از خوبیها تبدیل مى‏کنى! زیرا که تو صاحب فضل عظیمى!

دعای سوّم

خدایا و اما، حمله عرشت که از تسبیح تو سست نمى‏شوند، و از تقدیست ملول نمى‏گردند و از عبادتت وا نمى‏مانند، و در مقام امر تو کوتاهى را بر کوشش نمى‏گزینند و از شدت اشتیاق به قرب تو غافل نمى‏شوند و اسرافیل صاحب صور که «چشم بر حکم و گوش بر فرمان» در انتظار صدور دستور و حلول امر تو است تا به دمیدن در صور در افتادگان به زندان قبور را از خواب مرگ بیدار کند و میکائیل که نزد تو صاحب جاه و از طاعت تو بلند جایگاه است و جبرئیل امین وحیت که فرمانروا در میان اهل آسمانهاست و صاحب منزلت در پیشگاهت و مقرب درگاهت و بر آن روح که بر فرشتگان پرده‏دار حرم کبریایت گمارده است. آن روح که از عالم امر تو است، پس بر همگى ایشان رحمت فرست، همچنین بر فرشتگانى که پائین‏تر از ایشانند از ساکنان آسمانهایت، و اهل امانت بر پیامهایت و آن فرشتگان که از کوشش ملول نمى‏شوند، و از هیچ تعبى واماندگى و سستى نمى‏گیرند، و هوسها ایشان را از تسبیح تو باز نمى‏دارد و سهوى که ناشى از غفلتها است، رشته تعظیمشان را در پیشگاه تو نمى‏گسلد، چشم خشوع فرو بستگانى که تمناى نگریستن به نور جمال تو در ضمیرشان نمى‏گذرد و سر تعظیم بزیر افکندگانى که آتش شوقشان به کمال معرفت و زلال محبت نمى‏افسرد، آنان که سودازدگان یاد عطایاى تو اند و خاضع و راکع در برابر عظمت شکوه کبریاى تو اند و بر آن فرشتگان که چون دوزخ را بر گنهکاران خروشان بینند همى گویند: «منزهى تو (اى خدا) ما ترا چنانکه سزاوار عبادت تو است عبادت نکردیم».

پس رحمت فرست بر ایشان و رحمتگستران از فرشتگانت، و اهل قرب و منزلت در پیشگاهت و حاملین پیام غیب بسوى پیغمبرانت، و امناء بر وحیت، و بر آن قبائل از فرشتگان که ایشان را به خود اختصاص بخشیده‏اى و بوسیله تسبیح و تقدیس خود از خوردنى و آشامیدنى بى‏نیاز کرده‏اى و در اندرون طبقات آسمانهایت جاى داده‏اى، و بر آن فرشتگان که چون فرمان به انجام وعده‏ات به قیام رستاخیز صادر شود بر اطراف آسمانها گماشته شوند و بر خزانه داران باران و رانندگان ابر و بر آن فرشته‏اى که از صداى زجرش بانگ رعدها شنیده شود، و چون ابر خروشان بوسیله او به شنا در آید شعله‏هاى برقها بدرخشد، و بر فرشتگانى که دانه‏هاى برف تگرگ را بدرقه مى‏کنند، و فرشتگانى با قطره‏هاى باران فرود مى‏آیند، و فرشتگانى که وکیلند بر خزانه باد و فرشتگانى که بر کوهها گماشته شده‏اند تا از جاى در نروند، و فرشتگانى که مقدار وزن آبها وکیل بارانهاى سخت و رگبارهاى متراکم را به ایشان شناسانده‏اى و فرستادگان از فرشتگانت که با محنت بلاى ناگوار یا نعمت دلپسند سرشار به اهل زمین فرود مى‏آیند و بر سفیران بزرگوار نیکوکار، از فرشتگان پروردگار و پاسداران عالیقدر و نویسندگان اعمال ابرار و فجار و بر فرشته مرگ و یارانش و بر منکر و نکیر و بر «رومان» آزمایش کننده اهل قبور و بر طواف کنندگان بیت المعمور و بر مالک و خازنان دوزخ، و بر رضوان و کلید داران بهشت، و بر فرشتگانى که مأمور آتشند و خدا را در آنچه به ایشان فرمان دهد نافرمانى نمى‏کنند، و مأموریت خود را انجام مى‏دهند و بر فرشتگانى که به اهل بهشت مى‏گویند: «درود بر شما باد در برابر آنکه صبر کردید پس اینک بهشت نیکو سرانجامى است» و بر فرشتگان پاسبانى که چون به ایشان گفته شود که: «او را بگیرید و در غل کشید و به دوزخ در افکنید» شتابان بسوى دوزخ رو مى‏آورند و گنهکار را مهلت نمى‏دهند و بر هر فرشته‏اى که نام او را از شمار انداختیم، و منزلت و مقامش را نزد تو و مأموریتى را که به او محول فرموده‏اى ندانستیم. و بر فرشتگان ساکن هوا و زمین و آب. و بر هر فرشته‏اى که بر خلق گماشته‏اى پس بر همگى ایشان رحمت فرست آن روز که هر کسى در حالتى به عرصه قیامت مى‏آید که راننده‏اى و گواهى با او است. و رحمت فرست بر ایشان که کرامتى بر کرامت و پاکیزگى بر پاکیزگیشان بیفزاید.

خدایا و چون بر فرشتگان و فرستادگانت رحمت فرستى و درود ما را به ایشان رسانى پس به سبب آنکه ما را به ذکر خیر ایشان توفیق داده‏اى بر ما نیز رحمت فرست. زیرا که تو بخشایشگر و کریمى.

دعای چهارم

خدایا، و اما پیرو پیمبران و مصدقین ایشان به غیب از اهل زمین به هنگام حضور پیمبران ک معاندینشان با سلاح تکذیب به معارضه ایشان برخاسته بودند، و به هنگام فترت و غیبت پیمبران که مؤمنان در پرتو حقائق ایمان در شوق دیدارشان بسر مى‏بردند: در هر عصر و زمان راهنمائى بپا داشته‏اى: از زمان آدم تا روزگار محمد خاتم صلى الله علیه و آله از پیشوایان هدایت و قائدین اهل تقوى (که بر همگى ایشان درود باد) پس خدایا ایشان را از لطف و کرم خود به غفرانى و رضوانى یاد و شاد فرماى .

خدایا، و به خصوص اصحاب محمد صلى الله علیه و آله به خصوص همان کسان که شرط صحبت آن حضرت را به خوبى رعایت کردند و آنانکه در یاریش از عهده امتحان پایدارى بخوبى بر آمدند و با او مددکارى کردند، و به تصدیق رسالتش شتافتند و به پذیرفتن دعوتش سبقت گرفتند. و چون حجت رسالتهاى خود را به گوش ایشان فرو خواندند او را اجابت و در راه پیروز ساختن رسالتش از همسران و فرزندان مفارقت گزیدند و براى تثبیت نبوتش با پدران و پسران خود کارزار کردند و به برکت او پیروزى یافتند، و آنان که محبت او را در جان و دل مى‏پروردند و در دوستیش امید تجارتى ایمن از زیان و کساد مى‏داشتند و آنانکه چون به عروه دین آن حضرت چنگ در زدند قبائلشان از ایشان دورى کردند، و چون در سایه خویشاوندى او مسکن گزیدند خویشان از ایشان بیگانه گشتند. پس خدایا گذشتى را که براى تو و در راه تو انجام دادند از نظر دور مدار، و به سبب آن فداکاریها و در برابر آنکه خلق را بر تو گرد آوردند و با پیغمبرت از جمله داعیان بسوى تو بودند، ایشان را از خشنودى خود خشنود ساز. و سعى ایشان را به پاس آنکه در راه تو از شهر و دیار قوم خود هجرت کردند و خویش را از فراخى زندگى به سختى و تنگى در افکندند، مشکور دار و (همچنین) آنان را که براى اعزاز دینت ستمزدگانشان را فراوان ساختى خشنود فرماى خدایا، بهترین پاداش خود را به پیروان اصحاب در راه ایمان و عمل صالح برسان: آنانکه مى‏گویند: پروردگارا، ما و آن برادرانمان را که به ایمان بر ما سبقت گرفته‏اند، بیامرز، همان پیروانى که آهنگ طریقه صحابه کردند، و وجهه ایشان را سلوک کردند، در حالى که هیچ شبهه‏اى آنان را از عقیده خود برنگرداند و در پیروى آثار و اقتداء به علامات هدایت صحابه هیچ شکى خاطرشان را پریشان نساخت: معاونین و مساعدین صحابه‏اند چنانکه در دین پیرو ایشان و در اخلاق پویاى راه آنانند در تعظیم شأن صحابه اتفاق مى‏ورزند و در اخبار و احکامى که از پیغمبر ابلاغ مى‏کنند متهمشان نمى‏دارند.

خدایا از امروز تا روز جزا بر تابعین صحابه و بر همسران و اولادشان و بر هر کدامشان که ترا اطاعت کرده‏اند رحمت فرست، چنان رحمتى که بوسیله آن ایشان را از نافرمانى خود نگاهدارى، و در باغهاى بهشت در وسعت و رفاه قرار دهى، و آنان را به یمن آن از مکر شیطان باز دارى، و در هر کار خیر که از تو مدد خواهند اعانت کنى، و از حوادث شب و روز مگر پیش آمدى که مژده خیر دهد نگاه دارى. و به نیروى آن ایشان را بر عقیده حسن رجاء به تو، و بر طمع در آنچه نزد تو است و بر متهم نساختن تو به بى عدالتى در آنچه در دست بندگان است، بر انگیرى، تا ایشان ر ابه رغبت بسوى خود و ترس از خود بازگردانى و در توسعه زندگى دنیا بى‏رغبت کنى، و عمل براى آخرت و ساختن توشه مراحل بعد از مرگ را در نظرشان خوشایند سازى و هر اندوه را که روز بر آمدن جانها از بدنهاشان رخ دهد برایشان آسان نمائى و از خطرهائى که امتحان آن را بوجود مى‏آورد و از شدت آتش و در ازناى خلود در آن عافیت بخشى، و بسر منزل امنى از آسایشگاه پرهیزگاران منتقل سازى.

دعای پنجم

اى کسى که شگفتى‏هاى عظمتت پایان نمى‏پذیرد بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را از جدال در عظمت بازدار. و اى کسى که مدت پادشاهیت به آخر نمى‏رسد، بر محمد و آلش رحمت فرست. و گردنهاى ما را از بند عقاب خود آزاد ساز. و اى کسى که خزانه‏هاى رحمتت فنا نمى‏پذیرد بر محمد و آلش رحمت فرست و براى ما در رحمت خود بهره‏اى بر قرار کن. و اى کسى که دیدگان از دیدنت فرو مى‏مانند، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را به ساحت قرب خود نزدیک ساز. و اى کسى که در برابر قدر و منزلتت قدرها و منزلتها خوار و بى‏مقدار است، بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را نزد خود گرامى دار. و اى کسى که اسرار اخبار در نظرت آشکار است، بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را نزد خود رسوا مساز.

خدایا به برکت بخشش خود ما را از بخشش بخشندگان بى‏نیاز فرما، و با پیوستن خود ما را از وحشت کسانى که از ما مى‏برند نگهدار. تا با وجود بخشش تو به در دیگرى روى نیاوریم و با وجود احسان تو از احدى نهراسیم.

خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به نفع ما تدبیر فرماى و بر ضرر ما تدبیر منماى، و مکر خود را در باره دشمنان ما قرار داده و متوجه ما مساز و ما را پیروزى ده و دیگران را بر ما پیروز مگردان.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از خشم خود نگاهدار و به لطف خود حفظ کن و بسوى خود رهبرى نما و از خود دور مگردان. زیرا هر که را که تو نگاه دارى سالم مى‏ماند، و هر که را که تو هدایت کنى دانا مى‏شود و هر که را تو مقرب سازى غنیمت مى‏برد.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از تندى و سختى مصائب روزگار و شر دامهاى شیطان و تلخى قهر سلطان نگاه دار.

خدایا همانا که بى‏نیازان به فضل قوت تو بى‏نیاز مى‏شوند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را بى‏نیاز کن، و همانا که عطا کنندگان از مازاد عطاى تو مى‏بخشند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و دست عطإ؛ّّ به جانب ما بگشاى. و همانا که راه یافتگان در پرتو نور ذات تو راه مى‏یابند، پس بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را رهبرى نماى .

خدایا هر که را تو یارى دهى خوار ساختن خوار کنندگان به او زیان نرساند و هر که را تو عطا کنى امساک ممسکان از او نکاهد. و هر که را تو هدایت کنى گمراه ساختن گمراه کنندگان از راه نبرد. پس بر محمد و آلش رحمت فرست. و ما را به قوت خود از شر بندگانت بازدار، و به عطاى خویش از غیر خود بى‏نیاز فرماى و در پرتو ارشاد خود به راه حق رهسپار ساز.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و سلامت دلهاى ما را در یادکردن عظمت خود و آسایش بدنهامان را در شکر نعمت خود و چر بز بانیمان را در توصیف عطاى خود قرار ده.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را از دعوت کنندگانت که بسوى تو دلالت مى‏کنند و از خاصانت که نزد تو اختصاص یافته‏اند قرار ده، اى مهربان‏ترین مهربانان.

دعای ششم

سپاس خداى را که شب و روز را به نیروى خود بیافرید و میان آن در به قدرت خود امتیاز بر قرار کرد و براى هر یک از آن دو حدى محدود و مدتى ممدود قرار داد خدائى که بنابر سنت مقدر خود براى بندگان در تأمین وسائل تغذیه و پرورش ایشان هر یک از شب و روز را جاى گزین آن دیگر مى‏سازد و هر یک از آن دو را بدون دیگرى مى‏برد و بر مى‏آورد و مى‏افزاید و مى‏کاهد براى تأمین روزى بندگان و نشو و نماى ایشان شب و روز را جاى گزین یکدیگر مى‏سازد پس شب را براى ایشان بیافریده تا در آن از حرکات خسته کننده و فعالیتهاى آزار دهنده بیاسایند و آن را جامه‏اى ساخته که از به هر آسودن و غنودنش بپوشند تا موجب رفع خستگى و تجدید نیرو و نشاطشان باشد و به آن وسیله به کام دل خود برسند و روز را براى ایشان بینائى بخش و روشنگر بیافریده تا در پرتو آن به تحصیل فضل و احسانش بکوشند و اسباب دست یافتن به روزیش را فراهم سازند و در طلب آنچه رسیدن به نعمت عاجل دنیاشان و درک سعادت آخرتشان در گرو آن است در عرصه زمین خدا روان گردند او به همه این تدبیرها کار ایشان را به سامان مى‏آورد و اعمالشان را مى‏آزماید، و چگونگى احوال ایشان را در اوقات طاعتش و در منازل واجباتش و موارد احکامش همى نگرد. تا آن را که بد کرده‏اند به کیفر عمل خود برساند و آنان را که کار نیک کرده‏اند پاداش نیک دهد.

خدایا پس سپاس ترا بر آنکه پرده تاریکى شب را به نور صبح شکافتى و ما را از روشنى روز بهره‏مند ساختى، و به منافع روزیها بینا فرمودى، و از پیش آمدهاى آفات نگاه داشتى. صبح کردیم و همه اشیاء یکسره صبح کردند در حالى که همگى ملک توایم: از آسمان گرفته تا زمینش و هر چه در هر یک از آن دو پراکنده ساخته‏اى ساکن و جنبنده‏اش، ثابت و سیارش و آنچه در هوا برآمده، و آنچه در زیر خاک پنهان شده.

صبح کردیم در قبضه قدرت تو، در حالى که پادشاهى و سلطه‏ات ما را فرا مى‏گیرد و مشیت ما را به هم مى‏پیوندد، و به فرمان تو در کارها تصرف مى‏نمائیم، و در محیط تدبیر تو در انقلاب و تحولیم از امور جز آنچه تو فرمان داده‏اى و از خیر جز آنچه تو بخشیده‏اى در اختیار ما نیست، و این، روزى نوین و تازه است و او بر ما گواهى آماده است، اگر نیکى کنیم ما را با سپاس به درود مى‏کند، و اگر بدى کنیم از ما. به نکوهش جدا مى‏شود.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و حسن مصاحبت این روز را روزى ما ساز و از سوء مفارقتش به سبب ارتکاب نافرمانى یا اکتساب گناه کوچک یا بزرگى نگاه‏دار. و بهره ما را از نیکیها در آن سرشار کن، و ما را در این روز از بدیها به پیراى و از آغاز تا انجام آن را براى ما از ستایش و سپاس و مزد و اندوخته و فضل و احسان پر ساز.

خدایا زحمت ما رابه سبب خود داریمان از گناه بر فرشتگان کرام الکاتبین کم و آسان ساز، و نامه‏هاى اعمالمان را از حسناتمان پر کن و ما را نزد آن فرشتگان به کردارهاى بدمان رسوا مساز.

خدایا در هر ساعت از ساعات روز بهره‏اى از اعمال بندگانت و نصیبى از شکرت و گواه صدقى از فرشتگانت را براى ما مقرر دار.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست و ما را از پیش رو و پشت سر و از جهات راست و چپمان، و از همه جوانبمان نگاه‏دار: نگاه داشتنى که از نافرمانى تو باز دارنده، و به پیرویت راهنما، و در راه محبتت به کار برده شده باشد.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را در این روزمان و این شبمان و در همه روزهامان موفق دار،براى کار بستن خیر، و دورى از شر، و شکر نعمتها، و پیروى سنتها، و اجتناب از بدعتها و امر به معروف، و نهى از منکر، و طرفدارى اسلام، و نکوهش باطل، و خوار ساختن آن، و یارى حق و گرامى داشتن آن، و ارشاد گمراه، و معاونت ناتوان، و فریادرسى مظلوم.

خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست، و این روز را مبارک‏ترین روزى قرار ده که در یافته‏ایم، و کامل‏ترین رفیقى که با او همراه شده‏ایم، و بهترین وقتى که در آن بسر برده‏ایم. و ما را از خشنودترین کسانى از جمله خلق خود قرار ده، که شب و روز برایشان گذشته است: شاکرترین ایشان در برابر نعمتهائى که به او ارزانى داشته‏اى. و پایدارترین ایشان به شریعتهایت که پدید آورده‏اى. و خود دارترین ایشان از نواهئى که از آن بر حذر ساخته‏اى.

خدایا همانا که من ترا گواه مى‏گیرم، و تو از گواه دیگر بى‏نیاز کننده‏اى، و آسمان تو و زمین تو و آن فرشتگانت را که در آن دو مسکن داده‏اى و سایر آفریدگانت را در این روز خود و این ساعت خود و این شب خود و این مکان خود گواه مى‏گیرم که من شهادت مى‏دهم که تو به حقیقت آن خدائى هستى که معبودى جز تو نیست که بپا دارنده انصاف و عادل در حکم و مهربان و بندگان، و مالک ملک و رحیم به خلقى. و شهادت مى‏دهم که محمد بنده تو و فرستاده تو و برگزیده تو از خلق تو است. بار رسالت خود را به دوش او نهادى پس آن را ابلاغ کرد. و او را به پند دادن امتش فرمان دادى پس ایشان را پند داد.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست بیش از آنچه بر کسى از خلق خود رحمت فرستاده‏اى، و از جانب ما کاملترین و بهترین پاداشى را که به کسى از بندگانت یا یکى از پیغمبرانت از جانب امتش داده‏اى به او پاداش ده. زیرا که توئى بسیار بخشنده نعمت بزرگ و آمرزنده گناه سترک. و تو از هر مهربانى مهربانترى. پس رحمت فرست بر محمد و آل او که پاکیزگان و پاکان و نیکوکاران و سرآمد گزیدگانند.

دعای هفتم

اى کسى که گره‏هاى سختیها بوسیله تو گشوده مى‏شود، و اى کسى که تندى و سورت شدائد بتو مى‏شکند، و اى کسى که بیرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبیده مى‏شود. دشواریها به قدرت تو هموار شده و سلسله اسباب به لطف تو بر قرار گشته، و قضا به قدرت تو جریان یافته و اشیاء بر وفق اراده تو روان شده‏اند، پس همه چیز به مجرد خواست توبى‏گفتنت فرمان پذیرند، و به محض اراده تو بدون نهى کردنت، باز داشته شده‏اند. توئى خوانده شده براى حل مشکلات و توئى پناه در بلیات. جز بلائى که تواش دفع کنى بلائى دفع نمى‏شود، و غیر از آنچه تواش بر طرف سازى بر طرف نمى‏گردد هم اکنون، اى پروردگار من بلائى بر من فرود آمده که سنگینیش مرا به زانو در افکنده و گرفتاریئى به من رو آورده که تحملش مرا از پا در آورده، و آن را تو به قدرت خود وارد آورده‏اى و به اقتدار خود بر من متوجه ساخته‏اى، پس براى آنچه تو وارد کرده‏اى برگرداننده‏اى، و براى آنچه تو پیش آورده‏اى تغییر دهنده‏اى، و براى آنچه تو فرو بسته‏اى گشاینده‏اى، و براى آنچه تو مشکل ساخته‏اى آسان کننده‏اى، و براى آنکه تو خوار کرده‏اى، یارى دهنده‏اى نیست، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به رحمت خود در آسایش را اى پروردگار من به رویم بگشاى، و به قوت خود سلطان غم را از هجوم بر من منهزم ساز، و مرا در شکوایم به توجه کامل نائل فرماى، و در آنچه مسئلت کرده‏ام شیرینى احسان خود را به من بچشان، و از نزد خود رحمت و گشایش آسان ارزانى دار، و از لطف خود نجات و خلاصى سریع مقرر ساز و مرا به سبب غلبه غم از رعایت واجبات و به کار بستن مستحبات خود باز مدار زیرا که من اى پروردگار به علت آنچه برسرم آمده بى تاب و توان شده‏ام و قلبم از تحمل آنچه بر من رخ داده لبریز از غم شده است و تو بر رفع گرفتارى من و دفع آنچه در آن افتاده‏ام قادرى. پس قدرتت را در باره من به کار بر، اگر چه از جانب تو سزاوار آن نباشم. اى صاحب عرش عظیم:

دعای هشتم

خدایا، من به تو پناه مى‏برم از طغیان حرص، و تندى خشم، و غلبه حسد. و ضعف نیروى صبر، و کمى قناعت، و سوء خلق، و افراط شهوت، و غلبه عصبیت، و پیروى هوس، و مخالف هدایت، و از خواب غفلت، و اقدام بر تکلف، و گزیدن باطل بر حق، و پافشارى بر گناه، و خرد شمردن معصیت، و بزرگ شمردن طاعت، و تفاخر توانگران، و تحقیر نسبت به درویشان، و کوتاهى در حق زیردستان. و ناسپاسى نسبت به کسى که بر ما حقى داشته باشد. و از آنکه به ستمکارى کمک دهیم. یا ستمزده‏اى را خوار گذاریم. یا آنچه را که حق ما نیست بخواهیم. یا در علم از روى بى‏اطلاعاعى و بر خلاف عقیده سخنى گوئیم. و پناه مى‏بریم به تو از آنکه قصد خیانت با کسى داشته باشیم. و از آنکه در اعمالمان خود پسندى کنیم، و آرزوهاى خود را دراز سازیم و پناه مى‏بریم به تو از بدى باطن، و کوچک شمردن گناه خرد، و از آنکه شیطان بر ما چیره گردد، یا روزگار ما را واژگون بخت سازد، یا سلطان در بازه ما ستم کند. و پناه مى‏بریم به تو از دست آلودن به اسراف، و از نایافتن رزق کفاف و پناه مى‏بریم به تو از شماتت دشمنان و احتیاج به همگنان، و زیستن در سختى، و مرگ بدون آمادگى، و پناه مى‏بریم به تو از عظیمترین حسرت و بزرگترین مصیبت و بدترین بدبختى، که حسرت قیامت و مصیبت در دین و دخول به دوزخ است و از بدى عاقبت، و نومیدى از ثواب و نزول عقاب.

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و مرا و همه مؤمنین و مؤمنات را از همه این شرور پناه ده، اى مهربان‏ترین مهربانان.

دعای نهم

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ما را بسر منزل آن توبه‏اى که پسند تو است رهسپار ساز، و از اصرار بر آنچه ناپسند تو است دور گردان.

خدایا و هر زمان که از ما تقصیرى سر زند که مستوجب خسران در دین یا زیان در دنیا شویم، پس آن خسران را در آن یک که زود گذرتر است (یعنى دنیا) قرار ده و عفو از عقوبتت را در آنچه دوامش طولانى‏تر است (یعنى دین) بر قرار ساز و چون آهنگ دو کار کنیم که یکى از آنها ترا از ما خشنود کند و آن دیگر ترا بر ما خشمگین سازد.، پس به آنچه ترا از ما خشنود کند متمایلمان ساز، و از قدرتمان بر آنچه موجب خشم تو بر ما است بکاه، و در این مرحله نفس ما را در اختیار خود آزاد مگذار، زیرا که نفس ما را در اختیار خود آزاد مگذار، زیرا که نفس جز در آنجا که توأش توفیق دهى گزیننده باطل است، و جز در آن مورد که توأش رحم کنى بکار بد فرمان دهنده است. خدایا تو ما را از ضعف آفریده‏اى، و بر سستى بنیاد کرده‏اى و آفرینشمان را از آبى بى‏ارزش آغاز نموده‏اى، پس ما را هیچگونه جنبشى نیست، مگر به نیروى تو. و هیچ نیروئى، مگر به یارى تو. پس ما را به توفیق خود تأیید فرماى. و بار شاد به راه راست استوار ساز. و چشمهاى دلمان را از آنچه بر خلاف محبت تو است، بر بند، و هیچ یک از اعضاى ما را در نافرمانى خود پیشرفت مده.

خدایا پس بر محمد و آلش رحمت فرست و رازهاى دلها، و حرکات اعضاء و نگاههاى دزدیده چشمها و سخنان زبانهاى ما را در امورى قرار ده که موجب ثواب تو باشد، تا کار نیکى که به وسیله آن سزاوار پاداش تو شویم و از ما فوت نگردد، و کار بدى که در اثر آن مستوجب عقابت گردیم براى ما باقى نماند.

دعای دهم

خدایا اگر خواهى که از ما در گذرى، پس به سبب تفضل تو است. و اگر خواهى که ما را عذاب کنى پس به موجب عدل تو است، پس به آئین انعام خود عفو خویش را بى‏دریغ بما ارزانى دار، و به سنت گذشت خود ما را از عذاب خویش ایمن ساز. زیرا که ما تاب تحمل عدل ترا نداریم، و بى‏مدد عفوت براى احدى از ما نجاتى نیست اى بى نیاز بى نیازان، اینک ما بندگان توئیم در پیشگاه تو، و من از همه محتاجان بتو محتاج ترم. پس به توانگرى خود فقر ما را جبران کن و رشته امید ما را با تیغ دریغ مبُر که اگر چنین کنى کسى را که از رحمت تو نیکبختى طلبیده بدبخت ساخته‏اى، و آن را که از فضل تو اعانت خواسته نومید کرده‏اى، پس در این صورت بازگشت ما از طرف تو بسوى که خواهد بود؟ و از در خانه تو به کجا خواهیم رفت؟ منزهى تو اى خدا، از آنکه ما را از درگاه خود برانى مائیم آن درماندگان که اجابتشان را واجب ساخته‏اى، و مائیم آن گرفتاران رنج که رفع گرفتارى را به ایشان وعده داده‏اى. و مناسبترین چیزها به مقتضاى مشیت تو، و سزاوارترین کارها براى تو در آئین عظمتت، رحمت آوردن بر کسى است که از تو طلب رحمت کند، و فریاد رسى که از تو فریاد رسى خواهد پس بر زارى ما نزد خود رحمت آور. و براى آنکه خود را در پیشگاه به خاک افکنده‏ایم از گرفتارى نجاتمان بخش.

خدایا شیطان که از او پیروى کردیم ما را شماتت کرد پس بر محمد و آلش رحمت فرست. و اکنون که او را براى تو ترک کردیم و از طرف او بسوى تو متوجه شدیم او را بر ما مجال شماتت مده.

دعای یازدهم

اى کسى که یادت مایه آبروى یادکنندگان است، و اى کسى که شکرت موجب کامروائى شاکران است، و اى کسى که طاعتت باعث نجات مطیعان است، بر محمد و آلش رحمت فرست و دلهاى ما را بیاد خود از هر ی
/ 0 نظر / 32 بازدید