نمازهای یومیه
                                         
     یکی از دلائل وجوب نمازهای یومیه

در« سراج القلوب » آمده چون آدم صفی الله را از بهشت بیرون کردند، به حال خود گریان
بود، از فراق بهشت و حوّا. چون شب درآمد، از ظلمت شب ملول شد، زیرا هرگز تاریکی
ندیده بود، چون صبح دمید آدم خرم گشت از روشنائی که غم و اندوه شب از خاطرش
برفت. بنا بروایت دیگر عالم از معصیت آدم تاریک بود، چون توبه ی آدم قبول شد، صبح
طالع شد، به شکرانه ی آن حال آدم دو رکعت نماز کرد و شکر پروردگار بجا آورد. پس
پروردگاراین دو رکعت نمازرابرامت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم واجب گردانید،تاایشان
را نیز از تاریکی دوزخ خلاص گرداند و به روشنائی بهشت برساند.
و واجب شدن نماز ظهر:از آن است که چون حضرت ابراهیم علیه السلام  به حکم ایزد
منان خواست فرزند خود را قربانی کند، ناگاه جبرئیل از بهر او فدای آورد وگفت:
قربانی تو قبول شد. حضرت ابراهیم علیه السلام  به شکرانه ی آن حال چهار رکعت
نماز بجا آورد و آن موقع ظهر بود، {به شکرانه ی چهار چیز}
* آنکه قربانی او قبو ل شد
* آنکه فرزند او زنده ماند.
* آنکه درامر حق تعالی مجّد بود.
* آنکه حق تعالی او را صبر دادو حاجت او روا شد .
پس جناب واجب الوجود این چهار رکعت رانیز بر این امت مرحومه واجب گردانید تا
ایشان را نیز چهار اجر باشد.
* آنکه قربانی او رد نشد { طاعت ایشان رد نشود } .
*  آنکه کسی رابر گناه ایشان مطلع نگرداند {چنانچه ایشان بر گناه امتان سلف
واقف گشته اند }
* آنکه چون حضرت ابراهیم را صبر عطا نمود { ایشان رانیز صبر به بلاها عطا فرماید}
* آنکه چون حق تعالی اسماعیل را ازکشتن نجات داد { امتان پیامبر اکرم ص را از
سوختن آتش جهنم نجات دهد}
و اما واجب شدن نماز عصر، آن است که چون حضرت یونس علیه السلام را خداوند
طعمه ی ماهی ساخت، تا 40 روز در شکم ماهی ذکر خدا می کرد، پس چون بعد از
آنکه از بطن ماهی نجات یافت، به شکرانه ی آن 4 رکعت نماز بجا آورد و آن موقع عصر
بود { به شکرانه ی چهارچیز}
* تاریکی شکم ماهی .
* ظلمت دریا و گرمی شکم ماهی .
* نجات یافتن .
* مرتبه ی پیغمبری ذائل نشدن .
پس خداوند این 4 رکعت را تیز بر امت پیغمبر آخر الزمان واجب گردانید، تا آنکه ایشان
را نیز 4 اجر باشد .
* از تاریکی قبر.
* از اهوال محشر .
* از تاریکی صراط.
* از آتش جهنم.
و اول کسی که نماز مغرب خواند، حضرت عیسی علیه السلام بود و آن چنان بود که
جهودان برای آن جناب حسد بردند، تا آنکه او را بر دارکشیدند پس جبرئیل به امر ملک
جلیل او را به آسمان برد، آن موقع مغرب بود و حضرت عسیی 3 رکعت نماز به شکرانه
ی 3چیز بجا آورد.
*  خلاصی از بند.
* رفتن به آسمان در حالت زنده بودن.
* صحبت ملائکه .
پس خداوند این سه رکعت را نیز برامت پیغمبر آخر الزمان واجب گردانید تا آنکه ایشان
از سه چیز بهره مند شوند.
* خلاصی از قید نفس اماره .
* علّو مراتب .
 صحبت انبیاء و اولیاء .
اما وجوب نماز عشاء آن است که چون حضرت موسی علیه السلام با زنش صفورا
دختر شعیب در بیابان می رفتند، و زنش را وضع حمل نزدیک شد، گفت: ای موسی
آتش به من برسان، موسی به طلب آتش جویا شد از دور آتشی دید، از پی آن روان
شد تا به درختی رسید آتش را بر سر درختی دید دست دراز کرد که آتش را بگیرد،
آتش از شاخه ای به شاخه ی دیگر رفت موسی خواست که از پی آن آتش بالای
درخت برود که از او « انی انا الله » شنید پس زبان به ثنای باری تعالی گشود، از
جانب حق تعالی نظر مرحمت به او رسید تا به آن دولت عظمی مشرف گردید، پس
آن وقت عشاء بود به شکرانه ی آن حال 4 رکعت نماز خواند، پس خداوند آن 4 رکعت
رانیز بر امت پیغمبرش واجب گردانید.


{ انوار المجالس آخوند ملا محمد حسین ارجستانی، مجلس1 باب 5 ص 82 }

_______________________________________________________________________

  فروی                                                                                                                                                
مهدی شیخی
http://mehdi-sheikhi5550.persianblog.ir/
mehdi-sheikhi5550.blogfa.com 
 استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد
 


نمازهای یومیه
                                         
     یکی از دلائل وجوب نمازهای یومیه

در« سراج القلوب » آمده چون آدم صفی الله را از بهشت بیرون کردند، به حال خود گریان
بود، از فراق بهشت و حوّا. چون شب درآمد، از ظلمت شب ملول شد، زیرا هرگز تاریکی
ندیده بود، چون صبح دمید آدم خرم گشت از روشنائی که غم و اندوه شب از خاطرش
برفت. بنا بروایت دیگر عالم از معصیت آدم تاریک بود، چون توبه ی آدم قبول شد، صبح
طالع شد، به شکرانه ی آن حال آدم دو رکعت نماز کرد و شکر پروردگار بجا آورد. پس
پروردگاراین دو رکعت نمازرابرامت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم واجب گردانید،تاایشان
را نیز از تاریکی دوزخ خلاص گرداند و به روشنائی بهشت برساند.
و واجب شدن نماز ظهر:از آن است که چون حضرت ابراهیم علیه السلام  به حکم ایزد
منان خواست فرزند خود را قربانی کند، ناگاه جبرئیل از بهر او فدای آورد وگفت:
قربانی تو قبول شد. حضرت ابراهیم علیه السلام  به شکرانه ی آن حال چهار رکعت
نماز بجا آورد و آن موقع ظهر بود، {به شکرانه ی چهار چیز}
* آنکه قربانی او قبو ل شد
* آنکه فرزند او زنده ماند.
* آنکه درامر حق تعالی مجّد بود.
* آنکه حق تعالی او را صبر دادو حاجت او روا شد .
پس جناب واجب الوجود این چهار رکعت رانیز بر این امت مرحومه واجب گردانید تا
ایشان را نیز چهار اجر باشد.
* آنکه قربانی او رد نشد { طاعت ایشان رد نشود } .
*  آنکه کسی رابر گناه ایشان مطلع نگرداند {چنانچه ایشان بر گناه امتان سلف
واقف گشته اند }
* آنکه چون حضرت ابراهیم را صبر عطا نمود { ایشان رانیز صبر به بلاها عطا فرماید}
* آنکه چون حق تعالی اسماعیل را ازکشتن نجات داد { امتان پیامبر اکرم ص را از
سوختن آتش جهنم نجات دهد}
و اما واجب شدن نماز عصر، آن است که چون حضرت یونس علیه السلام را خداوند
طعمه ی ماهی ساخت، تا 40 روز در شکم ماهی ذکر خدا می کرد، پس چون بعد از
آنکه از بطن ماهی نجات یافت، به شکرانه ی آن 4 رکعت نماز بجا آورد و آن موقع عصر
بود { به شکرانه ی چهارچیز}
* تاریکی شکم ماهی .
* ظلمت دریا و گرمی شکم ماهی .
* نجات یافتن .
* مرتبه ی پیغمبری ذائل نشدن .
پس خداوند این 4 رکعت را تیز بر امت پیغمبر آخر الزمان واجب گردانید، تا آنکه ایشان
را نیز 4 اجر باشد .
* از تاریکی قبر.
* از اهوال محشر .
* از تاریکی صراط.
* از آتش جهنم.
و اول کسی که نماز مغرب خواند، حضرت عیسی علیه السلام بود و آن چنان بود که
جهودان برای آن جناب حسد بردند، تا آنکه او را بر دارکشیدند پس جبرئیل به امر ملک
جلیل او را به آسمان برد، آن موقع مغرب بود و حضرت عسیی 3 رکعت نماز به شکرانه
ی 3چیز بجا آورد.
*  خلاصی از بند.
* رفتن به آسمان در حالت زنده بودن.
* صحبت ملائکه .
پس خداوند این سه رکعت را نیز برامت پیغمبر آخر الزمان واجب گردانید تا آنکه ایشان
از سه چیز بهره مند شوند.
* خلاصی از قید نفس اماره .
* علّو مراتب .
 صحبت انبیاء و اولیاء .
اما وجوب نماز عشاء آن است که چون حضرت موسی علیه السلام با زنش صفورا
دختر شعیب در بیابان می رفتند، و زنش را وضع حمل نزدیک شد، گفت: ای موسی
آتش به من برسان، موسی به طلب آتش جویا شد از دور آتشی دید، از پی آن روان
شد تا به درختی رسید آتش را بر سر درختی دید دست دراز کرد که آتش را بگیرد،
آتش از شاخه ای به شاخه ی دیگر رفت موسی خواست که از پی آن آتش بالای
درخت برود که از او « انی انا الله » شنید پس زبان به ثنای باری تعالی گشود، از
جانب حق تعالی نظر مرحمت به او رسید تا به آن دولت عظمی مشرف گردید، پس
آن وقت عشاء بود به شکرانه ی آن حال 4 رکعت نماز خواند، پس خداوند آن 4 رکعت
رانیز بر امت پیغمبرش واجب گردانید.


{ انوار المجالس آخوند ملا محمد حسین ارجستانی، مجلس1 باب 5 ص 82 }

_______________________________________________________________________

  فروی                                                                                                                                                
مهدی شیخی
http://mehdi-sheikhi5550.persianblog.ir/
mehdi-sheikhi5550.blogfa.com 
 استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد